به گزارش خبرنگار مهر، مدرسه نوآوری مهر سلسله گفتگوهای زنده اینستاگرامی با موضوع نظام مسائل حوزه هنر و رسانه انقلاب اسلامی برگزار می‌کند که در قالب آن هر شب با یکی از دست‌اندرکاران، چهره‌ها و کارشناسان امر گفتگو می‌شود.

در یکی از این جلسات نیز با امیر مهریزدان مدیر سفیر فیلم گفتگو شد.

مهریزدان در ابتدای این برنامه درباره مشکلات تولید مستند گفت: اولین مشکل در این حوزه‌ای است که نگاه ما به مستند نگاه درجه یکی نیست. ما همواره برای اینکه مخاطب را توجیه کنیم و بگوییم که جمهوری اسلامی دشمنانی جدی دارد مثال از بی‌بی سی، من و تو و ایران اینترنشنال می‌زنیم که محتوای آنها محتوای مستند است یعنی دشمن ما با سلاح مستند به سروقت ما می‌آید اما موقع سیاستگذاری مستند را همیشه جزو آخرین گزینه‌ها می‌گذاریم مثلاً همیشه تایم پرت در همه شبکه‌ها به مستند اختصاص دارد این نوع نگاه جزو چالش‌های جدی است. بر اساس این نکته وقتی می‌خواهید بروید در فضای مستند چانه زنی قیمتی کنید به دلیل اینکه مستند جزو اولویت‌ها نیست به شما قیمت پیش پا افتاده پیشنهاد می‌دهند این باعث می‌شود اقتصاد مستند برقرار نباشد البته استثناهایی هم داریم مثلاً برخی مستندها توانسته‌اند با تبلیغات به فروش خوب برسند اما این نوع نگاه سیاستگذاران به این سمت است که مستند اولویتِ یک فضای رسانه‌ای نیست پس این یک چالش جدی در مدیریت فضای مستند است. اما بیش از فضای مالی به عنوان یک مشکل فضای راهبردی در ذهن من مطرح است چون همیشه ساعت‌های غیر جدی را برای آثار مستند قائل می‌شوند. از سوی دیگر در فضای تولید با این فرایند مواجه هستیم که فعالان مستند بعضاً این نگاه را ندارند که مستندی جذاب بسازند، بتوانند با مخاطب برقرار کند و بتواند جریان‌ساز باشد این خود معضلی است گاهی خود ما در فضای تولید به این آفت دچاریم که به فکر ساخت مستند جذاب نیستیم یعنی نگاه‌ها گزارشی و خبری است این باعث می‌شود به جای مستندی که بناست مخاطب ببیند و از آن اثر بپذیرید مقاله تصویری تولید کنیم.

وی افزود: بعضی اوقات یک گزارش پنج دقیقه‌ای اخبار، تبدیل به یک مستند نیم ساعته شده است که این یک آفت است. ما هم سعی می‌کنیم مستندهایی که می‌سازیم این‌چنین نشود و از همان روز اول این موضوع را گوشزد می‌کنیم. در هیچکدام از مراحل پژوهش و فیلمنامه اغماض نمی‌کنیم چون به نظرم با این کار به بی اعتبار شدن مستند دامن می‌زنیم. اخیراً هم شبکه سه شروع به پخش چند مستند سیاسی کرده که تاثیر آن را دیدیم، یعنی به لحاظ اثرگذاری پذیرفته‌ایم که مستند در خط مقدم جبهه است ولی به لحاظ سیاستگذاری و حمایت مالی و معنوی این نگاه برقرار نیست.

مهریزدان با اشاره به بحث آموزش در حوزه مستند اظهار کرد: در بحث آموزش هم دو نکته وجود دارد، بلایی که بعضاً دامن مستند و مستندساز را می‌گیرد این است که فکر می‌کنیم بدون پژوهش و فیلمنامه می‌شود مستند ساخت در حالی که غافل از اینکه چنین مستندی فقط مستند بحران است یعنی برای زمانی است که شما فرصت پژوهش را ندارید در نتیجه یکی از مباحث جدی که در آموزش می‌شود جا انداخت این است که به عنوان مستندساز حق نداری با ذهن و فکر خالی به سراغ تولید بروی، در فضای آموزش طبیعتاً آدمی که برنامه‌ریزی می‌کند باید حواسش به پژوهش باشد. من همیشه می‌گویم که فیلمنامه کم‌هزینه‌ترین مرحله برای خطا کردن است. ما مستندی می‌سازیم که بعد از پخش با انبوهی از ایراد مواجه می‌شود عمده این موضوع هم به پژوهش ناکافی و غلط بازمی‌گردد که با آموزش می‌شود برای مستندساز جا انداخت و به او گفت تا وقتی به اندازه کافی خیالت از مرحله پژوهش و فیلمنامه راحت نشده نباید به سراغ ساخت مستند بروی، تمرین قصه‌گویی هم مهم است. برای همین در آموزش این ذهنیت غلط شکسته می‌شود که فکر می‌کنیم مستندسازی صرفاً ثبت مستند لحظه‌هاست در حالی که این تنها بخشی از ماجراست. جنبه دیگر مستند این است که ما با آموزش مستند و مستندسازی این تمرکزی را که روی شهر تهران است، برداشته می‌شود درواقع روز خوب ما آن روزی است که در هر شهر دو، سه مستندساز کاربلد قصه‌گو داشته باشیم.

وی توضیح داد: تلاش ما در مجموعه سفیر فیلم مثل پر کاه در انبار پر از لوازم است و نمی‌توانیم ادعا کنیم اثرگذار و جریان‌ساز بوده‌ایم اما به نظرم لازم است به سراغ ساخت مستندهای خوب برویم. اصولاً کسانی که در قدرت هستند هیچوقت نمی‌توانند خودشان را نقد کنند چون این کار کاملاً نقض غرض است اما آدم‌هایی بیرونی به دلیل اینکه ذی نفع نیستند می‌توانند به راحتی این کار را انجام بدهند به نظرم یکی از اتفاقاتی که از طریق آموزش مستند می‌افتد این است که مستندسازان افزایش پیدا می‌کنند و می‌توانیم جریان‌های رسانه‌ای ایجاد کنیم و اجازه ندهیم که آنهایی که به صورت خطا و با خیانت رفتار می‌کنند خیالشان راحت باشد. در اینجا نقش رسانه بسیار منحصربه‌فرد است و می‌تواند یک مسأله را تبدیل به جریان کند و از آن نتیجه بگیرد.

مدیر سفیر فیلم مطرح کرد: نگاهم به آموزش مستند و تمرکززدایی از تهران این است که می‌شود آدم‌هایی را به جریان بیندازیم که با کار رسانه‌ای معضلی را رفع کنند، موارد را خوب جا بیندازند و نتیجه بگیرند.

وی گفت: ما در فضای آموزش سفیر فیلم به‌لحاظ شکلی متفاوت از سایر جاها کارها را اجرا می‌کنیم در دوره‌های ما کلاس‌های تئوریک کاهش پیدا کرده، برای مثال در فضای تئوری، هر استادی تنها ۶, ۷ ساعت به ارایه مطلب می‌پردازد بقیه آموزش‌ها، آموزش ضمن تولید است. با تعریفی که از آموزش می‌کنیم، این فقط یک آموزش صرف تئوریک نیست و اصولاً هم هنرجویی را که موضوعی برای ساخت ندارد، نمی‌پذیریم. این باعث می‌شود به فضای صرف آموزشی بسنده نکنیم. ما در سفیر فیلم با اینکه هنرجو را می‌پذیریم اما فرصت ساخت یک مستند را هم از صفر تا صد برای او فراهم می‌کنیم یعنی هزینه‌های آن را برعهده می‌گیریم، فیلمبرداران، تدوین‌گران و… به مستند ا و اضافه می‌کنیم و…. اما اینکه آنها بتوانند در این فضا باقی می‌مانند کاملاً بر اساس رقابت است اگر کسی نتواند در این فضا رقابت کند نمی‌تواند ادامه بدهد. ما در عصر حاضر با انبوهی از محتوای رسانه‌ای مواجهیم و این یعنی اینکه فضا کاملاً رقابتی است و با کسی تعارف ندارد، اگر ادعایی داشته باشیم اما نتوانیم فیلم جذابی بسازیم محکوم به حذف می‌شویم.

مدیر سفیر فیلم ادامه داد: یکی از بحث‌های خیلی جدی در فضای رسانه شبکه‌های مجازی و مشخصاً اینستاگرام و فضاهایی است که می‌تواند محتوای تصویری تولید کند. من فکر می‌کنم بر این اساس باید در فضای تولیداتِ تصویریِ کوتاهِ مداومِ اثرگذار کار کنیم یعنی پذیرفته نیست اگر کسی که دغدغه کار رسانه دارد این عرصه را خالی بگذارد. حجم زیادی از آموزش باید منوط به این باشد که بچه‌ها را به این سمت رهنمون کند که از این رسانه‌های تصویری مثل اینستاگرام، وی او دی‌ها و… محتوای آرمانی انقلاب اسلامی را تولید کنیم، هرچند این کار، کار آسانی نیست اما به نظرم شدنی و جزو وظایف ماست در نتیجه بحث آموزش می‌تواند در عرصه تولیدات تصویری خود را نشان بدهد. یکی از شئون آموزش می‌تواند مربوط به فضای مجازی باشد.

مهریزدان در پایان گفت: نباید بگذاریم آرمان‌های انقلاب فراموش شود. یکی از محتواهایی که باید آن را احیا کنیم آرمان‌های انقلاب است که شامل ساده‌زیستی مسئولان، نبودن فساد، مسئولان پاکدست، کمک به مستضعفان و … می‌شود حالا باید قضاوت کنیم که این موارد چقدر برقرار است. بچه‌های رسانه نباید بگذارند این آرمان‌ها فراموش شود. فضای رسانه به همان نسبت که می‌تواند اثرگذاری مثبت داشته باشد می‌تواند مخرب هم باشد یکی از آفاتی که در راه مطالبه‌گری دامن ما را می‌گیرد و از آن غافلیم این است که آنقدر مسأله فساد و ظلم را برجسته می‌کنیم که کسانی که در داخل کشور زندگی نمی‌کنند و فقط از طریق رسانه کشور ما را شناسایی می‌کنند این موضوع در ذهنشان شکل می‌گیرد که ایران کشوری پر از دزد، خائن، قاتل، راهزن و اختلاس‌گر است که مردم با قاشق و چنگال همدیگر را می‌خورند؛ بعضاً تصویری که از کشورمان ارایه می‌دهیم همین است و این یک آفت جدی است. ما باید در کنار آرمان‌گرایی حواسمان باشد که با همه گرفتاری‌ها، با همه صفوف مرغ و روغن، کارخانه‌های تعطیل شده، مسئولان بی خیال اما یک جامعه رو به جلو هستیم و در کل دنیا فقط ماییم که پرچم اسلام را بلند کرده‌ایم، شدیدترین تحریم‌ها علیه ما اعمال شده اما سر پا هستیم، درست است سختی‌هایی داریم اما پیش می‌رویم این نعمتی است که اگر از آن غافل باشیم کارمان فقط انتقاد کردن می‌شود یعنی باید حواسمان هم باشد که با سلاح نقد امید مردم را نکشیم. 

نظر شما!!