طی روزهای اخیر شاهد مباحث و بعضاً تنش‌هایی در خصوص یک بحث تاریخی و هویتی در خصوص جغرافیای ایران منطقه ای بوده ایم. حال باید پرسید ایران منطقه ای به چه معناست؟

ایران منطقه‌ای  ایده ای است که با وجود زمینه های فرهنگی تاریخی آن، سالها پیش دکتر محسن رضایی آن را در قالب کتاب ایران منطقه‌ای تبیین و تشریح نمود، اگرچه نخبگان و صاحب نظران نسبت به طرح آن توجه لازم را نداشتند اما بهانه ای شد برای اینکه  امثال بنده به این موضوع بیشتر توجه و تفکر کنیم، و با شرایط حاضر  اهمیت آشنایی با آن را برای جامعه ایرانی یک ضرورت می دانم.

آنگاه که از ایران منطقه‌ای سخن می گوییم به این معنا نیست که ما (ایران)  به دنبال گسترش قلمرو جغرافیایی و توسعه طلبی ارضی و مرزی هستیم، بلکه معنای ژئوکالچر، تمدنی و هویتی آن مطمع نظر است.

وقتی از ایران فرهنگی سخن بگوییم نمی‌توانیم از سمرقند و  بلخ و بخارا و هرات تا سند و بلوچستان و مدائن و تیسفون سخن نگوییم. مگر می توانیم از ایران عزیزمان بگوئیم و با حسرت مرو، خوارزم، ارمنیا و شوشی تا نخجوان و اران و سایر پاره های این تن شکوهمند را یادی نکنیم.

ایران فرهنگی یعنی همه این ها و همه این ها یعنی شیراز، تبریز، اهواز، اصفهان، سنندج، همدان، یعنی خرمشهر،تهران و زاهدان و…

آری، ما هنگامی که از ایران شکوهمند منطقه ای صحبت میکنیم، از یک خانواده بزرگ تمدنی حرف میزنیم که استعمار و وادادگی داخلی اعضای آن را از یکدیگر دور کرده است. ما هیچگاه به دنبال این نیستیم که قلمرو و متصرفات برای خودمان ایجاد کنیم؛ بلکه به دنبال پیوستن به اعضای خانواده مان هستیم؛ مگر می توان بحرین را به عنوان عضوی از این خانواده فرهنگی فراموش کرد؟

این خانه یوسف ها دارد. استعمار خارجی و خیانت های داخلی چه داغ های بر دل و دیده یعقوب نهاده اند!

راز بازگشت یوسف ها، ایران قدرتمند منطقه ای با پیوستگی ها و پیوندهای قدرتمند منطقه ای است. آنچه ما باید دنبال کنیم نه توسعه طلبی ژئوپلیتیک، بلکه پیوند میان ژئوکالچر و ژئواکونومیک منطقه ای ایران است. در واقع، با تقویت قدرت اقتصادی ایران در منطقه، تمام حوزه های تمدنی و مربوط به شبکه ژئوکالچر ایران، پیوستگی و همبستگی دوباره ای خواهند یافت.

ایران قدرتمند منطقه ای همین است.

نظر شما!!