خبرگزاری مهر- گروه هنر- عطیه موذن: اگرچه کسی از فردا و فرداها خبر ندارد اما همه متفق‌القول می‌دانند که سال ۹۹ از عجیب‌ترین سال‌های این دهه بود. سالی که زندگی را به قبل و بعد خود تقسیم کرد و روزگار کرونازده همه صنوف، حوزه‌ها، نهادها و کلیت جهان را تحت تاثیر خود قرار داد. امسال هم مثل سال گذشته با بررسی یک سال اخیر درصدد ارائه تصویری از اتفاقات یک سال سازمان صداوسیما برآمدیم که شاید تجلی برخی از آنها برای مخاطب به شکلی عینی و حتی حاشیه‌ای و جنجالی در قاب تلویزیون تصویر شده باشد و برخی تصمیمات و اتفاقات تنها در پشت شیشه‌های جعبه جادویی باقی مانده باشد و تنها دایره شعاع تاثیر آنها بر خروجی محصول نهایی تلویزیون تاثیر بگذارد.

ارائه تصویری از مهمترین رویدادهایی که سازمان صداوسیما در یک سال گذشته با آن‌ها دست و پنجه نرم کرده است به نوعی مسیری از یک راه طی شده را نشان می‌دهد و عیان می‌سازد که رسانه ملی و تصمیم گیرانش در کجای این مسیر درست حرکت کرده و حتی عملکردشان دست مریزاد دارد و در کدام بخش‌های این مسیر اشتباه رفته‌اند و هنوز بارقه‌های امید برای بازگشت از این بیراهه که می‌تواند تا ثریا هم کج برود وجود دارد یا خیر.

اساساً بررسی این رویدادها روشن می‌سازد که صداوسیما به عنوان یکی از مهمترین نهادهای تصمیم گیر و موثر دنیای رسانه‌ای امروز کجا ایستاده است؟ و در چه بخش‌هایی می‌تواند مسیر خود را تثبیت کرده یا ضرورت دارد آن را تغییر دهد.

در این گزارش با انتخاب پنج رویداد که صداوسیما در آنها پررنگ‌تر ظاهر شده و دست به اقداماتی جدی زده یا سیاست واحد و مشخصی را به درست یا غلط پیش گرفته است نمایی از یک سال اخیر را تشریح کرده‌ایم.

قاب اول؛ خانه تکانی معاونت‌های صداوسیما

حدود چند ماه پیش عبدالعلی علی عسکری رئیس صداوسیما طی یک خانه تکانی به جا به جایی‌هایی در سطوح کلان سازمان اقدام کرد. علی عسکری که طی یکی دو سال گذشته بنا به حاشیه‌ها و جنجال‌هایی که هر چند وقت یک بار در رسانه ملی رخ می‌داد هدف بسیاری از شایعات قرار گرفته بود و بارها خبرهایی مبنی بر استعفا یا تغییر وی از ریاست صداوسیما شنیده می‌شد در یک روز دست به تغییراتی کلیدی در سطح مدیران ارشد سازمان زد. رئیس صداوسیما تنها طی یک روز در ۱۶ مهر ماه هشت پست کلیدی را جا به جا، منحل یا با انتصابات جدیدی تغییر داد که پیش از این در گزارشی مفصل به آن پرداختیم و هنوز باید مدت زمان بیشتری بگذرد تا بتوان درباره دامنه این انتصابات و تصمیمات جدید سخن گفت.

با این حال در این انتصابات یکی از کلیدی‌ترین و حساس‌ترین پست‌های مدیریتی و تصمیم‌گیری در حوزه سریال سازی ها، اتفاقات نمایشی، برنامه سازی و… یعنی معاون سیمای رسانه ملی تغییر کرد و مرتضی میرباقری معاون سیما پس از چندین سال حضور در معاونت جای خود را به حمید شاه آبادی داد که پیش از این در سمت معاونت صدای رسانه ملی فعالیت داشت و شاه آبادی بعد از حضور چند ساله در معاونت صدا به معاونت سیما رسید؛ سمتی که برخی به واسطه آشنایی نزدیک علی عسکری و شاه آبادی چندان بی‌ربط ندانستند. معاونت سیما یکی از حاشیه‌ای‌ترین و جنجال سازترین بخش‌های سازمان است که اولین ترکش‌های هر سریال و برنامه و تاکشویی در پخش و یا در روند تولید و حتی پیش تولید و قرارداد نسبتی با این معاونت پیدا می‌کند.

سپس علی بخشی‌زاده که از سال ۹۵ به عنوان رئیس مرکز نظارت و ارزیابی صدا و سیما فعالیت می‌کرد به معاونت صدا وارد شد و از یک مسند نظارتی بر جایگاه مدیریتی در عرصه تولید محتوای شنیداری تکیه زد.

این تغییرات باعث شد سازمان صداوسیما با حذف یکی از معاونت‌ها از ۱۰ معاونت به ۹ معاونت برسد و معاونت پژوهش، برنامه‌ریزی و نظارت صداوسیما از چارت سازمانی حذف شد همچنین سه معاون جدید آن در معاونت صدا، سیما و فضای مجازی معرفی شدند.

معاونت فضای مجازی دیگر معاونت مهمی بود که در این احکام سرپرست آن حکم معاونت گرفت و جایگاهش تثبیت شد. غلامرضا نوری از اردیبهشت ماه امسال سرپرستی معاونت فضای مجازی را به عهده داشت و در نهایت با حکم رئیس صداوسیما به عنوان معاون وی منصوب شد. یکی از کارکردهای معاونت فضای در حوزه آی پی تی وی‌ها بوده است که در یکی دو سال اخیر کمرنگ شد و باید دید این معاونت در سال آینده روی چه مسائلی متمرکز خواهد شد این چند ماه هم نام این معاونت به دلیل بودجه‌هایی که مجلس شورای اسلامی تصویب کرده است بارها در صدر اخبار قرار گرفت.

طی این تغییرات خبرگزاری مهر، گزارشی درباره نتایج و پیامدهای آن گرفت و روایت‌هایی درباره این تغییرات از متخصصان منتشر کرد که می‌توانید اینجا بخوانید.

در حال حاضر مجید آخوندی معاون سیاسی، رضا علیدادی معاون توسعه و فناوری رسانه، پیمان جبلی معاون برون مرزی صداوسیما، علی دارابی معاون امور استان‌های صداوسیما، صادق امامیان رئیس سازمان تنظیم مقررات و معاون رئیس صداوسیما، احمد شهریاری معاون منابع مالی و سرمایه انسانی سازمان صداوسیما از دیگر معاونان فعلی رئیس سازمان صداوسیما هستند.

قاب دوم؛ سیاست سکوت و حذف منتقدان

عبدالعلی علی عسکری اردیبهشت سال ۹۵ به ریاست سازمان صداوسیما منصوب شد و دو ماه دیگر تعداد سال‌های حضور وی در صداوسیما به پنج سال می‌رسد با این حال در این پنج سال او حتی یک بار هم نشست خبری برگزار نکرده است، برخلاف سایر سازمان‌ها و روسای نهادهای مهم که معمولاً حداقل سالی یک بار نشست خبری برگزار می‌کنند و نسبت به اتفاقاتی که در حوزه کاری شان در حال وقوع است با رسانه‌ها گفتگو می‌کنند.

طی دو سه سال اخیر علی عسکری حتی به‌صورت سرپایی و در حاشیه یک مراسم هم پاسخگوی خبرنگاران نبوده است و شاید به سختی بتوان فهمید آخرین گفتگوی رئیس صداوسیما حتی در حاشیه یک مراسم و در جمع خبرنگاران به چه زمانی تعلق دارد. این رویکرد البته فقط به خود رئیس سازمان صداوسیما منحصر نمی‌شود و تقریباً هیچیک از مدیران سطح کلان سازمان یا معاونان وی اهل گفتگو نیستند و در مواقع ضرورت و اتفاقات حاشیه‌ای هم نمی‌توانید به تعاملی با آنها برسید.

این آسیب در سطح پایین‌تر به مدیران شبکه‌های تلویزیونی می‌رسد و باز هم هرچقدر تلاش کنید به سختی می‌توانید حتی یک گفتگوی مفصل در یکی دو سال اخیر با یکی از مدیران شبکه‌ها جز روزنامه ارگانی جام جم پیدا کنید. مدیران البته گاه به گاه گفتگوهای خبری داشته‌اند با این حال گفتگوی مفصل مطالبه گرانه و چالشی که خبرنگار بتواند همه سوالات و دغدغه‌های مورد سوالش را با مدیر مربوطه به اشتراک بگذارد و جواب بشنود تقریباً صفر است.

استراتژی اولیه صداوسیما در برابر اکثر اتفاقات و چالش‌ها و جنجال‌ها سکوت در برابر رسانه‌هاست و اگرچه که سکوت یکی از فنون و تکنیک‌های علم سیاست است با این حال این اولین و آخرین تکنیک صداوسیما در مواجهه با چالش‌هایی است که بارها به جنجال‌هایی خبری تبدیل شده‌اند و همیشه تلاش شده است پشت پرده ماجرا برای رسانه‌ها و به ویژه مردم که مخاطب اولیه آنتن رسانه هستند و این آنتن به نام آنها هم ملی خوانده می‌شود مکشوف نشود.

در بیشتر چالش‌های یکی دو سال اخیر از حضور سلبریتی ها در سازمان تا دستمزدهای کلان شان، تبلیغات و پیام‌های بازرگانی، دستکاری آرای جام جم، پرونده نفوذ در سازمان صداوسیما با سریالی چون «پایتخت»، حاشیه‌های مجریان و تعطیلی برنامه‌ها نه تنها هیچ شفاف‌سازی‌ای صورت نگرفته است بلکه نقدهای رسانه‌ها به این اتفاقات نیز با حذف‌های عجیب و غریبی مواجه شده است.

شفاف‌سازی امروز اصل پذیرفته شده در جهان در رویارویی با چالش‌هاست تا با ارائه گزارش‌ها و عملکرد بتوانند به کنترل فساد و بهبود اوضاع بپردازند. رهبر انقلاب در مهرماه سال ۹۷ در ابتدای جلسه‌ درس خارج فقه، فرازی از نامه حضرت امیرالمؤمنین (ع) را خطاب به مسئولان و فرماندهان نظامی خواندند و این نامه را به‌مثابه دستورالعملی برای همه‌ی مدیران نظام اسلامی دانستند. در فرازی از این نامه، موضوع شفافیت مسئولان مطرح شده که در آن آمده است: «بدانید حقّ شما بر من است که چیزی را از شما جز اسرار جنگ پنهان ندارم.»

با این حال هنوز مدیران رسانه ملی در عصری که هر چالش یا حاشیه می‌تواند به یک بمب خبری جنجالی تبدیل شود به این میزان از قدرت رسانه‌ها پی نبرده‌اند که بخواهند در شفافیت کامل موضوعات را با مخاطب و رسانه‌ها به اشتراک بگذارند و حتی رسانه‌های پرسشگر به راحتی به بایکوت می‌رسند. ذکر این نکته هم ضروری است که وقتی از سکوت این مدیران گفته می‌شود منظور انزواگیری و بی خبری نیست که اتفاقاً روابط عمومی‌های سازمانی بارها از جلسات متعدد تقدیر و رایزنی‌ها و تفاهم‌نامه‌ها اطلاع رسانی کرده‌اند با این حال نقد تلویزیون کمتر به مذاق مدیران ارشد سازمان خوش می‌آید.

یک نکته هم اینجا حائز اهمیت است که نقش روابط عمومی‌ها در رسانه ملی نقشی جداکننده از مردم و رسانه‌ها پیدا کرده است و به جای اینکه روابط عمومی‌ها تسهیلگر ارتباط و شفافیت بخشی به ماجرا شوند اتفاقاً همین بخش‌ها هستند که بیشتر به سکوت مدیران و حذف خبرنگاران دامن می‌زنند و گویی برخی روابط عمومی‌ها در رسانه ملی وظیفه‌ای معکوس را به عهده گرفته‌اند.

قاب سوم؛ برنامه‌سازی در دوران کرونا

ابتدای گزارش گفتیم که در یک سال اخیر همه حوزه‌های کاری و سرنوشت ساز کشور تحت تاثیر کرونا دچار چالش‌های جدی شد. سریال سازی و برنامه سازی در تلویزیون هم از این چالش‌ها مستثنی نبود با این حال اگر بتوان در یک مورد به تلویزیون دست مریزاد گفت همین کنار آمدن با کروناست که توانست به نوعی آنتن را مدیریت کند. اگرچه در یک سال اخیر برنامه‌های مورد علاقه مردم و حتی سریال‌ها و مجموعه‌های نمایشی با افت کیفی نسبی نسبت به سال‌های قبل مواجه شد و حتی درصد مخاطبان در همین روزهای کرونایی که باید در منزل می‌ماندند و احیاناً بیشتر شبکه‌های سیما را رصد می‌کردند کاهش یافت با این حال به لحاظ آماری تلویزیون افت چندانی نداشت.

با شیوع پاندمی کرونا و گسترش یک باره آن شوک یک باره ای به بسیاری وارد شد. در خود تلویزیون برنامه سازی یک باره به تعطیلی خورد برخی کارگردانان و برنامه سازان کنار کشیدند و حتی آن دسته که مشغول سریال سازی یا برنامه سازی با جمعیت‌های معمول بودند با اطلاع رسانی‌های مشاور وزیر بهداشت و متخصصان امر مجبور به تغییر در رویکردها شدند.

سریال‌هایی مثل «سلمان فارسی» به کارگردانی داوود میرباقری به علت تعداد بالای هنروران همان ابتدای نوروز پروژه را متوقف کردند و در بسیاری از سریال‌ها از جمله این مجموعه لوکیشن‌های خارجی به داخلی تبدیل شد.

در برنامه سازی هم تغییرات مختلفی به وجود آمد از جمله برنامه «خندوانه» که همان ابتدا رامبد جوان ساخت فصل جدید را به زمان بعد موکول کرد. یا «عصر جدید» احسان علیخانی که چند ماهی متوقف ماند و بعد با گروه‌های محدود شروع به کار کرد و از داوران، عوامل و شرکت کننده ها تست گرفت. سپس با نامه‌های ستاد ملی کرونا در شرایط خطیر اعلام کرد که قرار نیست دیگر تماشاگر در برنامه حضور داشته باشد تا اینکه در شب فینال دوباره تماشاگران به برنامه راه یافتند.

مهران مدیری در «دورهمی» تنها کسی بود که تلاش کرد ابتدا تماشاگران را حفظ کند و با ماسک و فاصله اجتماعی همچنان برنامه را با تماشاگر روی آنتن ببرد اما در نهایت ترجیح داد تماشاگرانش را با تصاویر آرشیوی برای مخاطب روی آنتن ببرد.

نظارت‌ها روی پروژه‌ها هم گاه شدید و ضعیف می‌شد و چند باری ویدئوهایی از برخی پروژه بیرون آمد که نشان دهنده نبود رعابت پروتکل‌ها می‌شد اما در نهایت با تکرار و اصرار بر رعایت توصیه‌های بهداشتی و سلامتی روندی ثابتی در پروژه‌ها پیگیری شذو

این میان برخی از صنوف روی تعطیلی پروژه‌های تلویزیونی تاکید داشتند پروژه‌هایی که تعهدی نسبت به بازه زمانی پخش و آنتن داشتند و بسیاری از آنها توانستند به سلامت از این بحران عبور کنند.

سریال «جشن سر برون» یکی از پروژه‌هایی بود که با حاشیه‌های مختلفی مواجه شد. ابتدا بازیگران سریال از رعایت نشدن پروتکل‌ها شکایت کردند و سپس کریم اکبری مبارکه از جمله بازیگران هنرمند این مجموعه که بعد از سال‌ها همچنان با نقش ابن ملجم در سریال «امام علی» شناخته می‌شود سر صحنه به ویروس کرونا مبتلا و چند روز بعد دار فانی را وداع گفت و از جمله قربانیان کرونا در سال اخیر بود.

پروتکل‌های جدید برای سریال‌ها اگرچه توسط سیمافیلم به شبکه‌ها و پروژه‌ها ابلاغ شد با این حال باز هم توصیه‌ها و تذکرات جدی و سفت و سختی برای کسانی که رعایت نمی‌کنند وجود ندارد و به عنوان نمونه می‌توان به عکس‌هایی که از سریال «رعد و برق» به کارگردانی بهروز افخمی منتشر شد اشاره کرد که تعجب بسیاری از رسانه‌ها را برانگیخت. در این عکس‌ها هیچ نشانی از رعایت پروتکل‌ها در پشت صحنه دیده نمی‌شد و هیچکس اعم از بازیگر و عوامل ماسک نداشتند.

قاب چهارم؛ پررنگ شدن فعالیت ساترا در یک سال اخیر

سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر یا ساترا چند سالی است که مشغول به کار است با این حال این سازمان طی یک سال اخیر نقش پررنگی را در زمینه تولیدات محتوایی و برنامه‌سازی و سرویس‌های اینترنتی در فضایی خارج از تلویزیون ایفا کرده است؛ مجوزهای مختلفی در زمینه فعالیت سرویس‌های اینترنتی صادر کرده و همچنین به نظارت روی برنامه‌های ترکیبی و مجوز تولید این برنامه‌ها پرداخته است.

در یک سال اخیر بخشی از جنجال‌های برنامه سازی به شبکه نمایش خانگی و پلتفرم‌های اینترنتی برمی‌گشت که ساترا تلاش کرد فارغ از درست و غلط بودن ماجرا ورود به هنگامی نسبت به این حاشیه‌ها داشته باشد. حاشیه‌هایی که از توقیف و توقف یک برنامه یا سریال تا موارد بعد از پخش را مربوط می‌شود.

از جمله این حاشیه‌ها به سریال «قورباغه» ساخته هومن سیدی برمی‌گردد که از زمان تولید تا زمان عرضه اینترنتی با چالش‌های مختلفی مواجه بود و حتی چندین بار تا مرز توقیف هم پیش رفت با این حال ساترا با رایزنی‌هایی که آنها را اطلاع رسانی می‌کرد از پخش این سریال در موعد مشخص خبر داد.

یا در پرونده‌هایی مانند عادل فردوسی پور و برنامه سازی در فضای اینترنتی با بیان چند پیش شرط دلایل مجوز نگرفتن این برنامه را مشخص کرد.

وی او دی‌ها یا پلتفرم‌های اینترنتی آنلاین و سرویس‌های کاربر محور هم در یک سال اخیر یک باره با رشد و گسترش صعودی مواجه شدند و به ویژه مخاطبی که کمتر به سینما رفت و یا سینما و مکان‌های فرهنگی را از سبد خود حذف کرد هجوم یک باره ای به سمت این سرویس‌ها آورد. همین هم باعث بوجود آمدن چالش‌های جدیدتری در این زمینه شد که ساترا تلاش کرد در زمینه‌های لازم ورود کند. هرچند اخیراً جدی‌ترین حاشیه این وی او دی‌ها یعنی افزایش ۱۰۰ درصدی هزینه اشتراک که با انتقادهای زیادی همراه بوده واکنشی از طرف ساترا نداشته است.

نکته‌ای ضمنی نسبت به ساترا مجموعه تحت امر صداوسیما نیز صدق می‌کند و آن این است که این سازمان هم به شدت باید مراقبت کند تا درگیر رخوت و سکوت روابط عمومی نباشد. بیشتر اخباری که در مدت اخیر توسط این سازمان رسانه‌ای شده است به توئیت هایی برمی‌گردد که عیناً همان توئیت ها برای رسانه‌ها ارسال شده است درحالیکه این نحوه اطلاع رسانی خود نمونه‌ای از تناقض است و اساساً هنوز فضای کار خبری توئیتری و اطلاع رسانی رسمی و عمومی برای مدیران وابسته به صداوسیما مسجل نشده است.

گفتگوی‌های مدیران این معاونت درباره روند چگونگی فعالیت‌ها و نظارت‌ها و پاسخگویی‌های به موقع در یک سال اخیر یکی از امتیازات این سازمان بود که در چند وقت اخیر این نقطه قوت هم به تدریج کمرنگ شده است.

قاب پنجم؛ مدرسه‌ای که جمعه‌ها هم باز بود

اسفندماه سال گذشته بود که پروژه «مدرسه تلویزیونی ایران» در صداوسیما کلید خورد؛ پروژه‌ای که به گفته مسعود احمدی افزادی مسئول آن نه به دلیل کرونا بلکه چند ماه قبل تر و به خاطر آلودگی هوا و تعطیلی بیش از حد مدارس استارت آن زده شده بود. با این حال کرونا باعث شد تا این مدرسه به شکل جدی تری آغاز شود و ادامه یابد.

هرچند آموزش‌ها، معلمان و مدل تدریس دروس در شبکه‌های سیما در ابتدای امر با چالش‌های مختلفی هم رو به رو بود اما این مدرسه در تمام این مدت نه تنها متوقف نشد بلکه هر بار جدی تر به رفع مشکلات و چالش‌ها پرداخت و در حداقلی ترین شکل تاثیری روانی در برگزاری کلاس‌ها برای رفع نگرانی خانواده‌ها نسبت به سرنوشت فرزندانشان ایجاد کرد.

تلاش این مدرسه تلویزیونی برقراری نوعی عدالت در فضای آموزشی بود تا با معلمان و تدریس یکسان بتواند مدارسی برای همه بچه‌های ایران حتی در دورافتاده‌ترین روستاها برگزار کند.

هرچند همین امسال مجازی شدن آموزش‌ها و کار کردن بچه‌ها با گوشی‌های تلفن همراه ضرورتی اجتناب ناپذیر شد و بار مضاعفی بر دوش کودکان همراه کرد تا آنجا که چند باری خبرهای تلخ و اسفناک درباره خودکشی کودکان به دلیل نداشتن تلفن همراه رسید.

با این حال مدرسه تلویزیونی ایران سعی کرد به صورت مستمر به کار خود ادامه دهد و حتی تعطیلی جمعه‌ها را هم برای محصلان تغییر داده و بر هم زند.

مدیر شبکه آموزش سیما حدود یک ماه پیش طی جلسه‌ای با اشاره به آمادگی رسانه ملی از اولین روزهای تعطیلی مدارس در سال ٩٨ به دلیل شیوع کرونا گفت: به فاصله سه روز از اعلام تصمیم تعطیلی مدارس، برنامه‌ریزی آموزشی آغاز شد و در هفته اول ٢۴ کلاس درس و در هفته دوم ٩٠ کلاس درس در این شبکه به آموزش محصلان در مقاطع مختلف تحصیلی پرداخت و تا کنون نیز بالغ بر ۶ هزار کلاس درس در مدرسه تلویزیونی ایران پخش شده است که این میزان تا پایان سال ٩٩ به ٩ هزار کلاس درس خواهد رسید.

نظر شما!!